الملا فتح الله الكاشاني
248
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بدين پيغمبر جهت موافقة او و امت مرحومه او بابراهيم و نصرت دادن ايشان حقيقت او را بحجت و تنزيه ايشان او را از جميع عيوب و نواقص و افراد پيغمبر ( ص ) بذكر به جهت تعظيم امر و اجلال قدرت اوست مانند افراد جبرئيل و ميكائيل * ( وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ) * و خدا دوست مؤمنان و سازندهء كار و يارى دهندهء ايشانست و پاداش دهندهء مثوبة حسنى بر ايمان ايشان و درين آيه دلالت است بر آنكه ثبوت ولاية بدين است نه بنسب و از اينجا است و مؤيد اينست قول امير المؤمنين ان اولى الناس بالانبياء اعلمهم بما جاؤا به و بعد از آن تلاوت اين آيه فرمود و فرمود كه ان اولى محمد من اطاع اللَّه و ان بعدت لحمته و ان عدو محمد من عصى اللَّه و ان قربت قرابته يعنى اولاى مردمان به پيغمبران اعلم ايشان است به آن چه آوردهاند از نزد خدا بامتان و بعد از تلاوت آيهء مذكوره فرمود كه اولى بمحمد ص كسيست كه اطاعت كند خداى را و اگر چه در قرابت از او دور باشد و دشمن محمد ( ص ) كسيست كه عصيان كند به خدا و اگر چه در قرابت قريب به پيغمبر باشد و از حضرت رسالت ( ص ) مرويست كه هر پيغمبرى ولى از پيغمبران داشته و ولى من پدر من است ابراهيم و بعد از آن اين آيه قرائت فرمود كه * ( إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ ) * و قبل از اين گذشت كه در بعضى تفاسير مذكور است كه جمعى از معارف اهل كتاب با مسلمانان در مقام مجادله در آمدند گفتند ما بابراهيم سزاوارتريم چه او يهود يا نصرانى بوده و او سبحانه به جهت رد قول ايشان آيات مذكوره انزال فرمود و اما قول اصح و اكثر آن است كه آيه بر وفق قول نجاشى وارد شده و تفصيل اين قصه بروايت كلبى از ابى صالح چنانست كه عبد اللَّه عباس و اكثر اصحاب رسول ( ص ) روايت كردهاند كه چون جعفر بن ابى طالب و اصحابش از مكه هجرت كرده بحبشه رفتند و آنجا مقام كردند و رسول ( ص ) بمدينه مهاجرت فرمود و چون واقعهء بدر واقع شد و بعضى از مشركان قريش و جمعى از صناديد ايشان كشته شدند قريش در دار الندوه حاضر شدند و در اينباب انديشه كرده راى ايشان بر آن قرار گرفت كه بمعاونت نجاشى كه پادشاه يمن بود از رسول ( ص ) و اصحاب او انتقام كشند پس مالى عظيم با تحف و هدايا بعمرو بن العاص و عمارة بن ابى معبد و عبد اللَّه بن ابى ربيعه داده نزد نجاشى فرستادند و او را پيغام دادند كه جعفر بن ابى طالب و اصحابش از ما گريختند و به آن صوب توجه نمودهاند جمعىاند كه در دين مخالف دين تواند و بر مذهب و طريقه تو طعنه ميزنند و قدح مىكنند در عيسى بن مريم ( ع ) ايشان را بدست آور و بقتل رسان چون عمرو و عماره نزد نجاشى آمدند و وى را سجده كردند و تحية و ثنا بر طريقى كه متعارف ايشان بود بتقديم رسانيدند و سلام قريش معروض داشتند و گفتند كه ما با ساير قريش هواخواه و دوستدار توايم از روى اشفاق و نصيحت ترا تنبيه ميكنيم كه اين مرد ساحر كذاب كه در ميان ما برخواسته دعوت مىكند بر حذر باشى و پيش از اينكه كار و بار او قوت يابد و استيلا پيدا